آیا در یک سال می‌توانم مدرک B2 زبان آلمانی را بگیرم؟

«می‌خواهم زبان آلمانی یاد بگیرم، اما یک سال بیشتر وقت ندارم. آیا واقعاً می‌توانم در این مدت به B2 برسم؟» این سؤال را نمی‌شود با یک «بله» یا «نه» ساده جواب داد. چون بین کسی که امروز برای اولین بار Guten Tag را می‌شنود و کسی که قبلاً A2 را تمام کرده، فاصله زیادی وجود دارد. از طرف دیگر، یک سال برای یک نفر ممکن است زمان بسیار خوبی باشد و برای فرد دیگری اصلاً کافی نباشد.

پس اگر دنبال یک جواب صادقانه هستید، جواب این است:

بله، رسیدن به سطح B2 زبان آلمانی در یک سال برای بعضی زبان‌آموزان کاملاً امکان‌پذیر است؛ اما به شرطی که نقطه شروع، زمان مطالعه، کیفیت آموزش و میزان تمرین شما با این هدف هماهنگ باشد.

نکته مهم اینجاست که «رسیدن به B2» با «گرفتن مدرک B2» دقیقاً یک چیز نیست. ممکن است زبان‌آموزی از نظر زبانی به B2 نزدیک شده باشد، اما در آزمون نتواند نتیجه مورد انتظارش را بگیرد. برعکس، ممکن است فردی با تمرکز شدید روی تکنیک‌های آزمون، نمره قابل قبول بگیرد، اما در مکالمه واقعی هنوز احساس راحتی نکند. در این مطلب می‌خواهیم دقیقاً همین تفاوت‌ها را باز کنیم و ببینیم اگر یک سال فرصت دارید، چطور باید آن را مدیریت کنید.

اول از همه: B2 دقیقاً یعنی چه؟

قبل از اینکه درباره «یک سال» صحبت کنیم، باید بدانیم اصلاً قرار است به کجا برسیم. سطح B2 در چارچوب اروپایی مشترک مرجع برای زبان‌ها، یعنی CEFR، یک سطح مستقل و متوسط رو به پیشرفته محسوب می‌شود. در B2 انتظار می‌رود زبان‌آموز بتواند با استقلال نسبتاً خوبی از زبان استفاده کند. یعنی فقط جملات حفظ‌شده را تکرار نکند. مثلاً اگر در یک گفت‌وگوی روزمره کسی از شما بپرسد:

?Warum möchten Sie in Deutschland studieren

نباید مجبور باشید ابتدا جمله را در ذهن خودتان از فارسی به آلمانی ترجمه کنید و بعد جواب بدهید. باید بتوانید درباره موضوع صحبت کنید، توضیح بدهید، دلیل بیاورید، نظر خودتان را بیان کنید و اگر لازم شد حرفتان را اصلاح یا دقیق‌تر کنید. در مهارت نوشتاری نیز موضوع فقط نوشتن چند جمله ساده نیست. باید بتوانید یک متن منسجم بنویسید، ایده‌ها را مرتب کنید و ارتباط منطقی میان بخش‌های مختلف متن ایجاد کنید. در شنیدن نیز باید بتوانید بخش اصلی صحبت‌های نسبتاً پیچیده را بفهمید؛ البته قرار نیست در B2 هر جمله‌ای را که یک آلمانی با سرعت زیاد و لهجه خاص می‌گوید، صددرصد متوجه شوید. پس B2 را نباید با «بلد بودن چند هزار کلمه» تعریف کرد.

سطح B2 یک سطح عملکرد زبانی است

آیا از صفر تا B2 در یک سال ممکن است؟ بله، اما اینجا باید کمی واقع‌بین باشیم. اگر امروز هیچ آشنایی با زبان آلمانی ندارید و می‌خواهید طی دوازده ماه از A1 به B2 برسید، مسیر فشرده‌ای پیش رو دارید. این کار برای همه افراد با یک سرعت انجام نمی‌شود. یک نفر ممکن است به دلیل تجربه قبلی در یادگیری زبان‌های خارجی، زمان آزاد بیشتر و تمرین روزانه منظم، سریع‌تر پیشرفت کند. فرد دیگری شاید شغل تمام‌وقت داشته باشد و فقط روزی ۳۰ دقیقه فرصت مطالعه داشته باشد. طبیعی است که این دو نفر نمی‌توانند انتظار یک نتیجه یکسان داشته باشند. پس سؤال بهتر این نیست که: «آیا یک سال کافی است؟» سؤال بهتر این است:

«آیا می‌توانم در طول این یک سال، مقدار و کیفیت مطالعه‌ای را که برای رسیدن به B2 لازم است فراهم کنم؟»

این تغییر سؤال خیلی مهم است. اگر از A1 شروع کنم، برنامه یک‌ساله چطور می‌تواند باشد؟ اگر بخواهیم یک برنامه فشرده اما قابل تصور طراحی کنیم، می‌توانیم سال را به چهار مرحله تقسیم کنیم.

ماه‌های ۱ تا ۳: A1

در این مرحله باید پایه‌های زبان را بسازید.

موضوعاتی مثل:

  • تلفظ
  • معرفی خود
  • اعداد
  • ساعت
  • روزها و ماه‌ها
  • خانواده
  • شغل
  • خرید
  • آدرس
  • زندگی روزمره
  • فعل‌های پرکاربرد
  • ساختار جمله
  • آرتیکل‌ها
  • کاسوس
  • افعال جداشدنی
  • افعال modal
  • زمان Perfekt

در این مرحله قرار نیست زبان‌آموز پیچیده صحبت کند. هدف این است که ساختارهای بنیادی درست شکل بگیرند. مثلاً بتوانید بگویید:

Ich wohne in Tabriz.

Ich lerne Deutsch.

Am Wochenende treffe ich meine Freunde.

این جمله‌ها ساده‌اند، اما پایه‌ای هستند. اگر همین ساختارهای ساده از ابتدا اشتباه جا بیفتند، اصلاح آن‌ها در B1 و B2 سخت‌تر می‌شود.

ماه‌های ۴ تا ۶: A2

در A2 زبان از حالت جمله‌های کاملاً ابتدایی خارج می‌شود. حالا می‌توانید درباره تجربه‌های گذشته، برنامه‌های آینده، علایق، سفر، سلامت، خرید، کار و موضوعات روزمره بیشتر صحبت کنید. مثلاً دیگر فقط نمی‌گویید:

Ich war in Berlin.

بلکه می‌توانید توضیح دهید:

Letztes Jahr war ich in Berlin, weil ich dort einen Freund besucht habe.

اینجا اتفاق مهمی افتاده است. شما دیگر فقط واژه بلد نیستید؛ دارید واژه‌ها و ساختارها را به هم وصل می‌کنید. در همین مرحله باید شنیدن را جدی‌تر کنید. پادکست‌های آموزشی، فایل‌های صوتی کتاب و گفت‌وگوهای ساده می‌توانند کمک زیادی کنند.

ماه‌های ۷ تا ۹: B1

سطح B1 نقطه‌ای است که بسیاری از زبان‌آموزان احساس می‌کنند «بالاخره دارم آلمانی حرف می‌زنم». البته هنوز اشتباه وجود دارد. خیلی هم زیاد. اما توانایی شما برای ساختن جمله و توضیح دادن بیشتر می‌شود.

مثلاً می‌توانید درباره یک تجربه شخصی صحبت کنید، نظر خودتان را توضیح دهید یا درباره یک موضوع آشنا چند دقیقه صحبت کنید. در این مرحله باید از وابستگی به ترجمه فارسی فاصله بگیرید. اگر برای هر جمله ابتدا فارسی فکر کنید و بعد آن را به آلمانی تبدیل کنید، سرعت صحبت کردن شما محدود می‌شود. کم‌کم باید مغزتان یاد بگیرد که بعضی مفاهیم را مستقیماً با آلمانی پردازش کند.

ماه‌های ۱۰ تا ۱۲: B2

این قسمت معمولاً سخت‌ترین بخش برنامه یک‌ساله است. چون تفاوت B1 و B2 فقط در تعداد لغات نیست. در B2 باید بتوانید دقیق‌تر، منسجم‌تر و انعطاف‌پذیرتر صحبت کنید و بنویسید. مثلاً به جای اینکه فقط بگویید:

Ich finde Online-Unterricht gut.

باید بتوانید دیدگاهتان را گسترش دهید:

Ich halte Online-Unterricht für sinnvoll, weil man dadurch flexibler lernen kann. Allerdings hängt die Qualität des Unterrichts stark davon ab, wie der Kurs organisiert ist und wie aktiv die Lernenden mitarbeiten.

این دیگر فقط «بلد بودن لغت» نیست، شما دارید استدلال می‌کنید، مقایسه می‌کنید، نظر می‌دهید، استثنا مطرح می‌کنید و رابطه میان ایده‌ها را نشان می‌دهید. این همان چیزی است که باید در B2 روی آن کار کنید.

برای B2 چند ساعت در روز باید درس بخوانم؟

اینجا نمی‌شود یک عدد جادویی ارائه کرد. اگر کسی به شما بگوید: «روزانه دقیقاً دو ساعت بخوان و حتماً بعد از یک سال B2 می‌گیری» باید با احتیاط به این حرف نگاه کنید. چون میزان زمان موردنیاز به نقطه شروع و شرایط فرد بستگی دارد. اما اگر هدف شما از صفر رسیدن به B2 در یک سال باشد، مطالعه بسیار منظم و فشرده لازم است. کسی که هفته‌ای فقط دو ساعت زبان می‌خواند، نمی‌تواند همان انتظاری را داشته باشد که از زبان‌آموزی با چندین ساعت آموزش و تمرین هفتگی داریم. نکته مهم‌تر از تعداد ساعت، این است که زمان شما چگونه تقسیم می‌شود. مثلاً یک برنامه خوب می‌تواند شامل این موارد باشد:

آموزش گرامر + واژگان + شنیدار + مکالمه + نوشتن + مرور

اگر تمام زمان خود را صرف گرامر کنید، زبان شما متعادل رشد نمی‌کند. اگر فقط فیلم ببینید، نوشتن و ساختار جمله ممکن است عقب بماند. اگر فقط لغت حفظ کنید، هنگام صحبت کردن ممکن است نتوانید آن لغات را به‌موقع پیدا کنید.

یک برنامه روزانه برای زبان‌آموزی که هدفش B2 است

فرض کنیم یک زبان‌آموز روزانه دو ساعت فرصت دارد. لازم نیست هر روز دو ساعت پشت سر هم کتاب گرامر بخواند. می‌توان زمان را این‌طور تقسیم کرد:

۳۰ دقیقه: واژگان و مرور

۳۰ دقیقه: گرامر و تمرین

۳۰ دقیقه: شنیدار

۳۰ دقیقه: مکالمه، نوشتن یا تولید زبان

این تقسیم‌بندی فقط یک نمونه است و می‌تواند با شرایط فرد تغییر کند. مثلاً کسی که در Schreiben ضعف دارد، باید زمان بیشتری برای نوشتن اختصاص دهد. کسی که در Hören مشکل دارد، باید ورودی شنیداری بیشتری دریافت کند. اینجاست که برنامه شخصی اهمیت پیدا می‌کند.

چرا فقط کلاس رفتن برای B2 کافی نیست؟

کلاس مهم است، اما کلاس به‌تنهایی کافی نیست. فرض کنید هفته‌ای سه جلسه کلاس دارید. اگر بین سه جلسه هیچ تمرینی نکنید، مغز شما فرصت کافی برای تثبیت مطالب ندارد. کلاس باید تبدیل شود به بخشی از یک سیستم بزرگ‌تر. در طول هفته باید:

  • مطالب کلاس مرور شوند.
  • لغات دوباره دیده شوند.
  • فایل‌های صوتی گوش داده شوند.
  • جمله ساخته شود.
  • مکالمه تمرین شود.
  • نوشته‌ها اصلاح شوند.
  • اشتباه‌های قبلی مرور شوند.

یادگیری زبان در فاصله بین کلاس‌ها اتفاق می‌افتد. کلاس مسیر را روشن می‌کند؛ تمرین مداوم باعث می‌شود در آن مسیر حرکت کنید.

مدرک B2 با خود سطح B2 چه تفاوتی دارد؟

این موضوع برای افرادی که قصد شرکت در آزمون دارند بسیار مهم است. اگر هدف شما گرفتن مدرک از مؤسساتی مانند Goethe یا telc است، باید علاوه بر زبان، با ساختار آزمون موردنظر نیز آشنا شوید. ممکن است زبان شما خوب باشد، اما زمان‌بندی آزمون را مدیریت نکنید. ممکن است لغات خوبی داشته باشید، اما در Schreiben پاسخ خود را مطابق خواسته سؤال تنظیم نکنید. ممکن است مکالمه‌تان قابل قبول باشد، اما نتوانید در زمان مشخص ایده‌هایتان را منظم ارائه کنید. بنابراین در ماه‌های نزدیک به آزمون، تمرین نمونه‌سؤال و شبیه‌سازی آزمون اهمیت پیدا می‌کند. اما این را هم نباید اشتباه فهمید: آزمون‌خوانی جای زبان‌آموزی را نمی‌گیرد. اگر پایه زبان ضعیف باشد، حفظ کردن چند تکنیک نمی‌تواند شما را واقعاً به B2 برساند.

اگر فقط برای مدرک می‌خوانم، چه کار کنم؟

اگر هدف شما مشخصاً قبولی در آزمون B2 است، بهتر است از همان ابتدای مسیر، آزمون را هم در برنامه ذهنی خود داشته باشید. اما تمرکز اصلی باید ابتدا روی ساخت زبان باشد. در سطح‌های پایین‌تر: زبان بسازید. در سطح B1: زبان را فعال کنید. در B2: زبان را برای موقعیت‌های پیچیده‌تر به کار ببرید. و در هفته‌های پایانی: با فرمت آزمون تمرین کنید. این ترتیب منطقی‌تر از این است که از روز اول تمام وقت خود را صرف تست زدن کنید.

چرا بعضی‌ها بعد از یک سال هنوز B1 هستند؟

این سؤال هم مهم است. گاهی زبان‌آموز از نظر استعداد هیچ مشکلی ندارد. اما چند اتفاق افتاده است: سه ماه اول با انگیزه زیاد درس خوانده، بعد برنامه‌اش به هم ریخته، یک ماه اصلاً مطالعه نکرده، بعد دوباره از کتاب دیگری شروع کرده، بعد استادش را عوض کرده، بعد سراغ یک اپلیکیشن رفته، بعد تصمیم گرفته فقط با فیلم یاد بگیرد، این رفت‌وبرگشت‌ها هزینه دارند. هر بار که مسیر آموزشی را عوض می‌کنید، بخشی از انرژی ذهنی شما صرف سازگار شدن با روش جدید می‌شود. به همین دلیل بهتر است قبل از شروع، مسیرتان را تا حد امکان مشخص کنید.

آیا باید همه گرامر آلمانی را کامل بلد باشم؟

نه. این یکی از اشتباه‌های رایج زبان‌آموزان است. بعضی‌ها فکر می‌کنند تا وقتی تمام قواعد زبان آلمانی را حفظ نکرده‌اند، اجازه ندارند صحبت کنند. نتیجه؟ ماه‌ها گرامر می‌خوانند و کمتر حرف می‌زنند. گرامر ابزار است، نه هدف، شما گرامر را یاد می‌گیرید تا بتوانید منظور خودتان را دقیق‌تر بیان کنید. مثلاً دانستن جایگاه فعل در جمله فرعی برای این است که بتوانید جمله‌ای مثل این بسازید:

Ich lerne Deutsch, weil ich später in Deutschland arbeiten möchte.

قاعده مهم است. اما مهم‌تر این است که بتوانید آن را در زمان واقعی استفاده کنید.

لغات B2 را چطور یاد بگیریم؟

یکی از بدترین روش‌ها این است که یک فهرست طولانی از لغات را حفظ کنید و امیدوار باشید همه آن‌ها در ذهن بمانند. لغت باید در بافت یاد گرفته شود.

مثلاً به جای حفظ کردن صرفاً:

sich entscheiden = تصمیم گرفتن

بهتر است آن را در جمله ببینید:

Ich habe mich entschieden, Deutsch intensiver zu lernen.

بعد شکل‌های دیگری از آن را نیز ببینید:

eine Entscheidung treffen

eine schwierige Entscheidung

sich für etwas entscheiden

اینجاست که واژه از یک «ترجمه فارسی» تبدیل به یک واحد زبانی واقعی می‌شود. برای B2، ترکیب‌ها و عبارت‌های ثابت اهمیت زیادی دارند.

از کجا بفهمم آماده B2 هستم؟

یکی از راه‌های خوب، ارزیابی جداگانه چهار مهارت است. از خودتان بپرسید:

Hören

آیا می‌توانم محتوای اصلی فایل‌های صوتی نسبتاً پیچیده را بفهمم؟

Lesen

آیا می‌توانم متن‌های نسبتاً طولانی را بخوانم و نکات اصلی و جزئیات مهم را پیدا کنم؟

Schreiben

آیا می‌توانم درباره یک موضوع مشخص، متنی منسجم با استدلال و ساختار مناسب بنویسم؟

Sprechen

آیا می‌توانم درباره یک موضوع نظر بدهم، دلیل بیاورم، مثال بزنم و به صحبت طرف مقابل واکنش نشان دهم؟

اگر یکی از این مهارت‌ها خیلی عقب‌تر باشد، بهتر است قبل از آزمون همان بخش را جدی‌تر تقویت کنید.

نقش آموزش درست در رسیدن به B2

اگر یک سال زمان دارید، آزمون و خطا کردن هزینه زیادی برایتان دارد. انتخاب منبع نامناسب، تغییر مداوم مدرس یا مطالعه بدون برنامه می‌تواند ماه‌ها زمان شما را از بین ببرد. یک مسیر آموزشی مناسب باید مشخص کند:

  • از کجا شروع می‌کنید.
  • در هر مرحله چه چیزهایی یاد می‌گیرید.
  • چه زمانی باید مرور کنید.
  • چه زمانی وارد سطح بعد شوید.
  • کدام مهارت‌ها ضعیف‌تر هستند.
  • و چه زمانی باید تمرین آزمون را آغاز کنید.

در سایت Mojtabakazemi.ir نیز آموزش زبان آلمانی با همین نگاه دنبال می‌شود؛ یعنی هدف فقط تمام کردن یک کتاب نیست. اگر تصمیم دارید زبان آلمانی را از پایه شروع کنید یا برای رسیدن به B2 برنامه مشخصی دارید، می‌توانید از آموزش‌ها و مطالب آموزشی سایت استفاده کنید و مسیر یادگیری خودتان را منظم‌تر پیش ببرید. اگر در تبریز زندگی می‌کنید و ترجیح می‌دهید زبان آلمانی را به‌صورت اصولی یاد بگیرید، می‌توانید از کلاس‌های آموزش زبان آلمانی مجتبی کاظمی در تبریز استفاده کنید و مسیر یادگیری خود را متناسب با سطح و هدف شخصی‌تان پیش ببرید.

اگر فقط یک سال فرصت دارم، از امروز چه کار کنم؟

اگر واقعاً تصمیم گرفته‌اید طی یک سال خودتان را به B2 برسانید، منتظر «زمان مناسب» نمانید. امروز نقطه شروع شماست. یک دفتر بردارید و چهار چیز را مشخص کنید:

۱. سطح فعلی من چیست؟

A1؟ A2؟ B1؟ یا حتی پایین‌تر؟

۲. هدف دقیق من چیست؟

فقط رسیدن به سطح B2 یا گرفتن مدرک B2؟

۳. روزانه چقدر زمان واقعی دارم؟

نه زمانی که دوست دارم داشته باشم؛ زمانی که واقعاً می‌توانم هر روز به آن متعهد بمانم.

۴. در کدام مهارت ضعیف‌تر هستم؟

شنیدن؟ صحبت کردن؟ نوشتن؟ گرامر؟ واژگان؟

بعد برنامه را بر اساس پاسخ همین چهار سؤال تنظیم کنید. یک نکته مهم درباره انگیزه، انگیزه برای شروع لازم است، اما برای ادامه کافی نیست، ممکن است یک روز با انرژی زیاد دو ساعت آلمانی بخوانید، روز دیگری خسته باشید و اصلاً حوصله نداشته باشید، اگر برنامه شما فقط به انگیزه وابسته باشد، احتمالاً ادامه دادن سخت خواهد شد، کاری کنید که مطالعه آلمانی بخشی از برنامه عادی روزتان شود، مثلاً هر شب بعد از شام ۳۰ دقیقه، یا صبح قبل از شروع کار، ۲۰ دقیقه شنیدار. وقتی یک رفتار به عادت تبدیل می‌شود، دیگر لازم نیست هر روز برای انجام دادنش با خودتان مذاکره کنید. یک سال زمان زیادی است؛ اگر آن را از دست ندهید، دوازده ماه از دور، زمان زیادی به نظر می‌رسد. اما وقتی وارد زندگی روزمره می‌شوید، ناگهان می‌بینید سه ماه گذشته است. بعد شش ماه. بعد نه ماه و اگر در این مدت برنامه مشخصی نداشته باشید، ممکن است روز آزمون برسد و با خودتان بگویید: «کاش زودتر شروع کرده بودم.» اگر هدف B2 دارید، از همان ابتدا جدی باشید؛ اما نه با فشار غیرمنطقی.

  • منظم باشید.
  • هر روز کمی کار کنید.
  • از اشتباه کردن نترسید.
  • مهارت‌های چهارگانه را کنار هم جلو ببرید.

و اگر هدفتان آزمون است، در ماه‌های پایانی، فرمت آزمون و مدیریت زمان را هم به شکل جدی تمرین کنید. اگر برای یادگیری زبان آلمانی به دنبال یک مسیر آموزشی منظم هستید، آموزش‌های موجود در Mojtabakazemi.ir و همچنین کلاس های آقای مجتبی کاظمی می‌توانند در این مسیر همراه شما باشند. هدف این آموزش‌ها این است که زبان‌آموز فقط قواعد را حفظ نکند، بلکه بتواند آن‌ها را بفهمد و در موقعیت واقعی به کار ببرد.

پس بالاخره؛ آیا در یک سال می‌توانم B2 بگیرم؟

اگر بخواهیم همه حرف‌های بالا را در یک پاسخ جمع کنیم: بله، ممکن است. اما «ممکن بودن» با «تضمین شدن» فرق دارد. اگر از صفر شروع می‌کنید، باید برای یک سال فشرده و منظم آماده باشید. اگر الان A2 یا B1 هستید، شرایط شما متفاوت است و رسیدن به B2 می‌تواند واقع‌بینانه‌تر باشد. اگر هر روز مطالعه می‌کنید، مکالمه دارید، شنیدار کار می‌کنید، می‌نویسید، اشتباه‌هایتان را اصلاح می‌کنید و مسیر آموزشی مشخصی دارید، احتمال پیشرفت شما بسیار بیشتر از حالتی است که فقط هفته‌ای یکی دو جلسه در کلاس حاضر می‌شوید. و یک نکته آخر: هدف را فقط «گرفتن مدرک» قرار ندهید. مدرک مهم است، مخصوصاً اگر برای مهاجرت، تحصیل یا کار به آن نیاز دارید. اما چیزی که بعد از آزمون برایتان می‌ماند، خود زبان است. اگر واقعاً B2 باشید، مدرک فقط سندی است که نشان می‌دهد شما به یک سطح مشخص رسیده‌اید.

سوالات متداول

۱. آیا می‌توانم زبان آلمانی را از صفر در یک سال به B2 برسانم؟

بله، برای بعضی زبان‌آموزان امکان‌پذیر است، اما نیاز به مطالعه منظم و نسبتاً فشرده دارد. میزان زمان لازم به عواملی مانند سابقه یادگیری زبان، زمان روزانه، کیفیت آموزش و میزان تمرین بستگی دارد. بنابراین نمی‌توان برای همه افراد یک زمان قطعی تعیین کرد.

۲. برای گرفتن مدرک B2 فقط باید گرامر و لغت بخوانم؟

خیر. B2 چهار مهارت اصلی دارد: Hören، Lesen، Schreiben و Sprechen. اگر فقط گرامر و لغت بخوانید، ممکن است در مکالمه، شنیدار یا نوشتن آمادگی کافی نداشته باشید. اگر هدف شما شرکت در آزمون B2 است، علاوه بر تقویت زبان، باید با ساختار و زمان‌بندی آزمون موردنظر خود نیز تمرین کنید.

۳. اگر روزی فقط یک ساعت وقت داشته باشم، می‌توانم در یک سال به B2 برسم؟

یک ساعت مطالعه روزانه می‌تواند پیشرفت خوبی ایجاد کند، اما برای تعیین اینکه آیا رسیدن از سطح فعلی شما به B2 در یک سال ممکن است یا نه، باید نقطه شروع و کیفیت مطالعه را هم در نظر گرفت. اگر زمان محدودی دارید، بهتر است آن را منظم و هدفمند تقسیم کنید و روی هر چهار مهارت زبان کار کنید؛ مطالعه پراکنده و بدون برنامه معمولاً نتیجه ضعیف‌تری دارد.